السيد هبة الدين الشهرستاني ( مترجم : ميرزاده اهرى )
21
ما هو نهج البلاغة ( در پيرامون نهج البلاغه ) ( فارسى )
« ناصر كبير » يا « ناصر حق » متوفاى سال 304 كسى است كه در زمان خلافت مقتدر عباسى در مازندران قيام كرد و با سامانيان جنگهاى عظيم نمود و سرانجام بر بلاد ديلم استيلا يافت و بيشتر مردم مازندران را كه تا آن روز مجوسى بودند مسلمان گردانيد . ناصر كبير ، گذشته از روح سلحشورى كه از جدش امير المؤمنين به ارث برده بود ، از علماى نامى و فقهاى بزرگ نيز به شمار مىآمد . او تأليفاتى در علوم دينى دارد كه از جمله كتاب صد مسأله است كه دختر زادهاش سيد مرتضى آن را شرح نموده و ناصريات ناميد . دانشمندان شيعه و سنى نوشتهاند كه در ايام كودكى سيد رضى و برادر بزرگترش سيد مرتضى ، شيخ مفيد عالم معروف شيعه شبى در خواب ديد كه يگانه دختر پيغمبر اسلام فاطمه زهرا ( عليها السّلام ) دست دو كودك گرامى خود امام حسن و امام حسين را گرفته نزد وى آورد و فرمود : « يا شيخ علمهما الفقه » ! يعنى اى مرد بزرگ علم فقه را به دو فرزند من بياموز ! فرداى آن شب مادر سيد رضى و سيد مرتضى كه اتفاقا فاطمه نام داشت ، در حالى كه دست كودكان خود سير مرتضى و سيد رضى را در دست گرفته بود با كنيزان خود نزد شيخ مفيد آمد و گفت : اى شيخ اين دو كودك فرزندان من هستند ، آنها را نزد شما آوردهام كه علم فقه و احكام دين را به آنها بياموزى ! شيخ بزرگوار از آن خواب و اين تعبير در شگفت ماند و بگريست ، سپس به احترام آنان از جاى برخاست و به مادرشان سلام كرد و خواب خود را براى آنها نقل نمود . آن گاه با كمال اشتياق و اخلاص تعليم و تربيت آنها را به عهده گرفت و در ارتقاى آنان ، به مدارج عاليه علمى و عملى كوشيد تا آنجا كه از نوابغ روزگار و علماى نامى به شمار آمدند .